دانلود کتاب رمل 15 عدد از بهترین ها

تومان25,000

توضیحات

دانلود کتاب رمل 15 عدد از بهترین ها را اماده کرده ایم.با دانلود کتاب رمل 15 عدد از بهترین ها میتوانید از محتویات این اثار عالی در علوم غریبه و رمل استفاده کنید

کتاب رمل تعداد 15 عدد در فرمت پی دی اف و به زبان فارسی و اردو میباشد

اسم کتابهای رمل:

انوار رمل کلي 1-5
جهان رمل
چند رساله در رمل
رسائل رمل وجفر.لخادم الرشدي
رمل سياه قلم
رمل کبار
رمل-زناتی
شامل الاصول رمل
علم رمل طوسي
کلیات مستطاب سرخاب
منبع اصول رمل

البته علم جفر نیز برای پاسخ به سئوالات میباشد که در سایت کتاب جفر نیز وجود دارد

بخشی از محتوای کتاب رمل کبار:

در تکون اشکال و ترتیب دواثر:

بدان که نقطه را نسبت داده اند به عناصر اربعه؛ در اول نسب پس به اعتبار تعدد عناصر نقطه متعدد می شود به چهار لکن در طول هم به قریب نه در مرض: جنانگه امر چنان است در عناصر فی نفس الامر. اول :آنش، دوم: باد سوم: آب. چهارم: خاک، و به احتبار ینگه مزاج که حرارت و برودت و رویت و بیوست در هر عنصر دوتا است، چنانکه انش گرم و خشک و بادگرم وتر و آب سرد ونر و خاک سرد و خشک پس ۲ مزاج است و هر یک از نقاط بدین اعتبار بنابر اتحاد در نسبت دو تا می شود این چنین #و ای سن مجموع را به جهت انفعالی نفس کل گویند چنانکه مجموع اول را به جهت تملش مفل کل گویند پس در هر نقطه در اعتبار است رحدت ر ائینیه و از اعتبار هر بک از نقاط 1ربمه عنصر ومزاجا چهارده تا شکل دیگر متولد شود چنانکه به اعتبار نقطه نار عنصر یک و نقاط ثلاث دبگر مزاجألحیان. متولد آید و بالعکس هنبةالداخل [ و همچنین به تفصبل هر یکی را اسمی است به جهت غرضی تمیز چنانکه القربب خواهد آمدو چون این شانزده شکل راکه مجموعا ملاحظه کنند آن را داتره گویند و به اختلاف ترنیات اشکال در ثیت و وضع چندین هزار داثره پدید آید که بعضی مهمل اسث غرضی بر وی مترتب نیست و چند دائره به اختلاف بر رمالین هر قومی به اختلاف علم خود در رسیدن به حاجت خود یک دائره یا جند دائره بافه و ندوین کردهاند بنای احکام خرد را بدان ها نهاده اند و چون همة آنها از مرتع نظر ما کنار است جند دائره که در تضاهیف این مختصر از احکام کلیه و ضمابر و خبایا و دفائن

در ادامه در مورد یکی از اشکال رمل در یکی از خانه ها اورده است:

و اگر یکی از شش شکل مذکور در میزان واقع شود میزان دارای دو نقطه خواهد شد اول ایشان نقطه ضمیر است و ثانی آنها متعلق محکم، پس برای ضمیر شکافی نقطه اول سیر داده شود تا به خانه های فوق بگذرد و آن چنان | است که این دو نقطه که در میزان واقع اند واضح است که دو عنصرند از عناصر اربعه و هر یک از ایشان موافق است در فردية و مرتبه عنصر با یکی از سیزدهم و چهاردهم فقط زیرا که این نقطه تار فرد مثلا پیدا کردید از دو نقطه ی تار که یکی زوج است و یکی فرد است و كيف كان این نقطه نیز متکون گشته از دو عنصر که یکی زوج و یکی فرد است و هكذا و نقطه اول مذکور میزانی می شود با نقطه فوق خودش و تقطه فوق با نقطه فوق خود، پسن نقطه میزائی در حقیقت متحد گردیده و بانقطه فوق فوق و این است حبقية اینکه میگویند نقطه از میزان مسیر نموده و سیزدهم مثلا گذر کرد و از سیزدهم مثلا با نهم و از آنجا به امهات و توضیح سیر نقطه بر وجهی که ذکر نمودیم در هیچ کتابی و خطایی مذکور نگشته و این راز در میان اهل فن پوشیده، این فاصر کتاب احرف محمد ابراهيم نصراللهی بن علی حسن بن کربلائی هادی متخلص به حاج نصر بروجرودی جرئت نموده بدین توضیح بیان کرد
پس چون نقطه از میزان حرکت نموده یا به جانب راست خواهد گذشت یا چپ در راست سیزدهم میگذرد و از او به نهم یا به دهم و از نهم به اول یا دوم و از دهم به بیت سوم یا چهارم و در چپ به چهاردهم میگذرد و از آنجا به یازدهم یا دوازدهم و از یازدهم به پنجم یا ششم و از دوازدهم به هفتم با

هشتم و این امر بعد از تدبر در فهمیدن نفس سیر واضح است مطلبی که باقی مانده این است که گاه باشد که چون نقطه در یکی از بنات وامهات در خانه ی فرود آمد همان مرکز در همسایه اش نیز باز می شود پس نقطه بدانجا رود و هكذا پس گاه باشد که در دوم امهات فرود آید و به سیم رود یا به چهارم نیز با از آنجا تجاوز کرده به بنات رود و هكذا از جانب عکس و حرکت تا به امهات يا بنات رسیدن نقطه حرکت در طول است و بعد از وصول چون نقطه حرکت کند حرکت در عرض است ليكن دائما نقطه بعد از رسیدن به یکی از امهات و بنات و حرکت در یکی از همسایگان راست و چپی ممالست در دیگری حرکت کند و وجهش بر ناظر بصبر مخفی نیست. الحاصل نقطه به هر خانه که فرود آید خانه ی ضمیر است و ضمیر یکی از منسوبات اوست و ما در اینجا دو مثال می آوریم به جهت توضیح مطلب یکی به جهت حرکت در عرص و یکی حرکت در طول


در زایجه ی اول نقطه هشتم به فرود آمد و در دریم به هفتم پس به اول

باب چهارم کتاب رمل کبار
در حکم مطلق و تحقیق مطلب محتاج است به تقدیم چند فصل بعضی
راجع به احکام نقطه وبعضی راجع به اشکال و بعضی راجع به خانه های

‏ است از حرارت و برودت و رطوبت یبوست
چون خود عناصر هر ‎‏ صاحب در تا ازایشان است همچنین هر یکی از
نقاط منسوب به عناصر چنانچه نقطه ی نارحار و ا س و نقطه هیوا حار و
رطب و نقطهی ماه بارد و رطب و نقطهی تراب بارد وبا بس۔ چون این مقدمه
معلوم شد پس چون نقطهی ثانی که نقطه ی حکم است بنابر مشهور میان
علمای ابدح اگر چه صاحب کشف الاسرار اختیارش در باب حکم اوی
النقطنین است و این هم معلوم است که از خانهای شانزده گانه رمل اول و
پنجم و نهم و سیزدهم خانه های ‎‏ درم وششم و دهم و چهاردهم»
خانه های باد سیم و هفتم و یازدهم و پانزدهم خانه های آب و چهارم و هشتم
و دوازدهم و شانزدهم خانه های ‎‏
‏الفرض نقطه حکم چون از میزان حرکت کند و به خانهای فوق گذرد در
مزاجش اختلاف پدید آید و نقطه های فوق عنصر امتزاج پذیرد.
‏چنانکه نقطه آب چون به مرکز رسد رطربت و برودتش مکررکرده اگر به
مرکز خاک گذرد برودتش مکرر گرده؛ اما رطوبت را داده بیوست اخذ کند و
همچنین سایر کلمات و به هر شکل که نقطه گذر از منسوبات او سخن باید
کرد به مناسبت و مزاج حالی و این دقیقه صعب و ‎‏ است.
‏و هم چنین است هر حکم که به مناسبت حال گفته شود و توضیح این

مطلب اینکه اشکال دائره ابدح به ترتیب منسوبات ‏ منسوبات بیوت
است مثلا حیان که اول شکل است، شکل:طالع است چنانکه خانهی اول
خانهی طالع است:
و شکل دوم شکل مال است چنانکه خان ی دوم بیت المال و همجنین
پس ملاحظه باید نمود که هر شکل مبان منسوبانش و مزاج نقطه در چه چیز
مناسبت موجود است مثلاً اگر نقطه ی باد در در دهم به باد او
همچنین درسیم دریم به بادژگذرگند و غ شکل هفتم است ر دلیل
برالفت و مناسبت الفت و طبع الهوا که حار و رطب است۔ در تند محبت
است زیرا حرارت و برودت محبت در کمال و ضعف او است، پس دلیل بر
کمال محبت می بایست با زن و شریک وغیره
واگر نقطه خاک چ مثلا در دوازدهم و هشتم گذر کرد بر و آن شکل
نهم و منسبوش سفر است و نقطه خاک سرد و یا بس و علی النناسب دلیل
تعویق و اشتیاق به حرکت است جنانجه پوشیده نیست.
و اگر ‏ تصرةالخاوجه به سیزدهم رسید گه مرکز آتش است و در او
احبان بود شکل طالع پس حرارت باد مکرر شود و رطوبتش مبدل به پیوست
گردد و علی الناسب دلالت کند بر حرارت مزاج سائل باید از مبالغه در
غذای گرم پرهیز کند واگر ‎‏ فیض الخارج در دوازدهم گذر گرد بر آب چ
نصرةالداخله که شکل دوازدهم و دلیل بر خصومت و عقوبت و قید و زنجیر
است؛ برودت آب مکرر گردد و رطویت مبدل به یبوست گردد و علی
‎‏ دلیل گردد بر بقاء خصومت میان سائل و ‏ لکن باستی و
کسل چنانچه پوشیده نیست و مقصود ازاین تطویل که در واقع خروج است