علوم غریبه چیست

علوم غریبه چیست ؟ علوم غریبه مجموعه ای از اسرار یا دانش های مخفی و ماورایی می باشد که در دست اهل باطن یا ساحران بوده و با ان کارهای عجیب و خارق العاده میکردند.و بیشتر بطور سینه به سینه نقل میشده و عموما از دسترس مردم خالی بوده است.

شناخت مردم از علوم غریبه بیشتر بصورت اشنایی با دعانویسان غیر مسلط بوده است.و فکر میکنند علوم غریبه طلسم است. درک واقعی این دانش ها برای مردم میسر نیست.چون راه شناخت این علوم مخفی و طاقت فرسا و خطرناک می باشد.بطور شفاف و پرهیز از هر گونه ابهام برای شما این علوم را شرح میدهیم.البته علوم غريبه pdf را که شامل دانلود کتاب ها می باشد در متن به ان اشاره کرده ایم

محتویات

تاریخ علوم غریبه

اغاز این دانش به حضرت ادم برمیگردد که رمل را منتسب به ایشان میکنند.اما از وقایع تاریخی و مهمی که در تاریخ به عنوان علوم غریبه یاد میشود میتوان به داستان مقابله حضرت موسی و ساحران فرعون اشاره کرد

یا مثلا ارسطو استاد اسکندر مقدونی که از قاعده ای بنام غالب و مغلوب استفاده میکرد تا با این روش سپاهیان ایران و دیگر دشمنانشان را شکست دادند و به پیروزی های زیادی رسیدند

یا در جنگ های ایران و روسیه در دوران فتحعلیشاه که میرزا محمد اخباری با این علوم کاری کرد که فرمانده سپاه روسیه به نام سیسیانوف یا به فارسی اشپختر کشته شود و فتحعلیشاه به او جایزه داد که داستان حیرت انگیزی دارد

نمونه های استفاده از این علوم در تاریخ بسیار زیاد است.

شاخه های علوم غریبه

این علوم دارای شاخه های زیادی می باشد.البته پنج شاخه مهم این علم را کله سر می نامند.که به ترتیب اگر حروف اول کلمات کیمیا لیمیا هیمیا سیمیا ریمیا را انتخاب کنیم کله سر می شود.این پنج مورد و دیگر شاخه های ان را بررسی میکنیم

علم لیمیا یا طلسمات

علیم لیمیا یا علم طلسمات یعنی ترکیب قوای آسمانی با زمینی که منظور استفاده از نیروها و امورات اسمانی همچون فرشتگان یا دیگر موجودات ماورایی و هدایت کردن انها به اشیا مثل سنگ ها یا دیگر اجسام برای بهره گیری از قدرت انها می باشد.

البته عامل این کار را بوسیله اوراد و اذکار خاصی انجام میدهد.که میتواند از نیروهای مقدس یا نیروهای منفی برای این کار انجام دهد.یعنی طلسمات برحسب نوع پاک یا منفی بودن به دو گونه علوی یا رحمانی و سفلی یا جنی تقسیم میشوند

علم هیمیا یا تسخیرات

علم هیمیا یا تسخیرات که در ان عامل با ریاضت کشیدن و خواندن یکسری اسم ها یا ایات و یا نام های مقدس میتواند با فرشتگان الهی یا موجودات ماواریی ارتباط برقرار کند.در این شاخه نیز عامل میتواند استخدام یا تسخیر علوی یا سفلی داشته باشد

تسخیر یا استخدام علوی سختی های خود را دارد.روزه های با ترک غذاهای مصنوعی و حیوانی و معمولا دوری از دیگران را باید انجام دهد.و در استخدامات سفلی گاهی اوقات البته نه همیشه شخص باید برای ارتباط با این موجودات مرتبه پایینتر و گاهی شیطانی اعمال خلاف شرع انجام دهد.

علم کیمیا

علم کیمیا که ترکیب مواد با همدیگر و ساخت مواد جدید می باشد.البته بیشتر مربوط به تبدیل مس به طلا بود.که در کتاب های علوم غریبه ریاضت هایی برای این علم وجود دارد.کاربرهای دیگری نیز مثل طب برای این علم برشمردند.و گاهی ان را نیز در زمزه علم شیمی اورده اند اما علیم کیمیا در علوم غریبه در اصل ان است که عامل با ریاضت موفق به تغییر در عناصر گردد.

علم سیمیا

علم سیمیا یا علم تخیلیات می باشد.که معمولا ساحران با ان در ذهن اشخاص ایجاد تخیل میکنند.و این کار را از چندین روش انجام میدهند.در واقع سیمیا همان سحر حساب میشود.

شخص جادوگر روش هایی نیز دارد که از ابزارهایی استفاده میکند.یا از طبیعیات مثل بدن حیوانات و ترکیب ان ها با برخی مواد و اعمال تا نتیجه را حاصل کند.

علم ریمیا

علم ریمیا یا شعبده بازی از دیگر شاخه های علوم غریبه می باشد.معمولا اشخاص شعبده باز با حرکات سریع و مخفی کارهایی انجام میدهند که گاهی برای سرگرمی و تردستی می باشد

امروزه این شاخه بیشتر در رسانه ها وجود دارد.و گاهی برخی افراد در این علم طرفداران زیادی نیز دارند

این پنج شاخه که معرفی کردیم کله سر نام دارند.حالا برخی شاخه های دیگر را نیز معرفی میکنیم

علم جفر این علم شامل سوال و جواب میشود.که علم الحروف هم نام دارد.شامل بسط حروف و قاعده های انها می باشد

علم رمل که منسوب به تعدادی از پیامبران است و درباره کشف و احوالات می باشد.علم نقطه و سنگ نیز می باشد.ولی الان با قرعه رمل انجام میشود

نجوم احکامی که شامل بررسی احوالات کواکب و رابطه انها با همدیگر و اطلاع از اینده می باشد

علومی مانند کف بینی یا قیافه شناسی یا تعبیر خواب یا وهم ودم و ..نیز زیرمجموعه علوم غریبه است

کتاب های معروف علوم غریبه

از کتاب های علوم غریبه معروف میتوان به شمس المعارف کبری نوشته احمد بونی اشاره کرد که یکی از پر محتواترین کتب برای این علم می باشد.

موارد دیگری مثل کنزالحسینی یا طمطم هندی و جامع الدعوات کبیر که بیشتر دعا نویسان از انها استفاده می کنند نیز وجود دارد.

کتاب اسرار قاسمی و مفاتیح المغالیق علامه دهدار نیز از کتاب های بسیار خوب می باشند

توجه : بهترین کتاب عای علوم غریبه و دعا نویسی را با تخفیف ویژه برای شما اماده کرده ایم برای مشاهده روی تصوی زیر کلیک کنید

اساتید علوم غریبه

از اساتید مطرح در علوم غریبه در دوره معاصر میتوان مرحوم علامه حسن زاده آملی نام برد.همچنین ایت الله بهجت و علامه طباطبایی و ایت الله قاضی هم اساتید بسیار بزرگی در این علم بوده اند که شاگردان بسیار زیادی را نیز داشتند

دراویش نیز افراد ماهری در این علوم هستند که البته به علت شرایطی که دارند هر کسی به انان دسترسی ندارد.

در دوران قدیم این علم با حضرت ادم شروع شد . معمولا دو جبهه خیر به نمایندگی از پیامبران و اولیا الهی و جبهه شر به نمایندگی از فرعون ها و جادوگران انها از این علوم استفاده میکردند.پیامبران از قسمت رحمانی این علم و جادوگران هم از سحر و جادو استفاده میکردند

از اساتید قدیم و معروف این علم میتوان شیخ احمد بونی صاحب برترین کتاب علوم غریبه یعنی شمس المعارف کبری نام برد.دیگر اساتید پراوازه مثل شیخ بهایی بزرگ و میرداماد و محمود دهدار از تواناترین اساتید بودند

توجه : اگر به دنبال آموزش علوم غریبه زیر نظر استاد حرفه ای هستید شماره و آیدی کانال ناگرامی استاد :

ادرس کانال تلگرام دوره آموزش علوم غریبه t.me/doloomgharibe بر روی ان کلیک کنید یا در تلگرام خود وارد کنید تا به کانال وارد شوید ایدی استاد احمدی درتلگرام:@kiyan_ahmady

شماره برای تماس و واتساپ: 09216723035 اگر تماس گرفتید و استاد جواب نداد پیام بدهید تا خودش تماس بگیرد چون سر استاد شلوغ میباشد

علوم غریبه در اسلام

در اسلام و قران دو نوع دید گاه به این علوم وجود دارد.دیدگاه اول که مثبت است و مربوط به علوم غریبه رحمانی و الهی میشود.مثلا در قران اصف بن برخیا را دارای این علوم معرفی میکند سوره نمل ایه 40 :قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ : كسي كه دانشي از كتاب (آسماني) داشت گفت، من آنرا پيش ‌ از آنكه چشم بر هم زني نزد تو خواهم آورد.در اینجا دانشی از کتاب را اشاره کرده است.

چون اصف بن برخیا دارای این علوم بود.

یا مثلا حرز امام جواد علیه السلام که خیلی معروف است و خیلی از علما خواص زیادی از جمله دفع بلاها و…برای ان برشمردند از این علوم در این حرز استفاده شده است.تصویر طلسمی که در این حرز استفاده شده را در پایین مشاهده کنید

همانطور که میبینید یک امام از این علوم استفاده میکرده اما استفاده مثبت پس اگر از این علوم بصورت شرعی استفاده کنیم هیچ اشکالی ندارد.

دیدگاه دوم که در مورد علوم غریبه وجود دارد شامل سحر و جادو میشود که حالت شیطانی دارد.هم در قران در داستان مقابله حضرت موسی و ساحران درباره ان امده است و هم احادیث زیادی وجود دارد که یادگیری سحر و استفاده از ان برای اسیب رساندن به دیگران حرام است.

نتیجه : استفاده از این علوم در راه درست ثواب هم دارد اما استفاده در راه نادرست مثل سحر و جادو حرام است

منابع معتبر علوم غریبه

قصد داریم چند منبع خوب در مورد علوم غریبه را معرفی کنیم.سایر منابع و سایت ها وکانا های دیگر را چون شناختی درباره انها نداریم در مورد انها هیچ نظری نداریم هر کدام را که خواستید بر روی ان کلیک کنید یا در تلگرام خود وارد کنید تا به کانال وارد شوید

1-کانال تلگرام دنیای علوم غریبه

یکی دیگر از منابع عالی جهت یادگیری صحیح این علوم می باشد.ایدی کانال کلیک کنید : doloomgharibe

2-کانال تلگرام رایکا گنجی

یکی از بهترین منابع در مورد این علوم می باشد که دستورات صحیحی دارد.ایدی کانال کلیک کنید: mavarabookraikaganji

3-کانال کله نور شیخ یاسین

این کانال نیز شامل دستورات خوب برای این علوم مقدس می باشد.ایدی کانال کلیک کنید: Kollohonour

نگاهی کنیم به علوم غریبه در سایر جوامع و فرهنگ های مختلف

علوم غریبه در اثار ایتالیا:

سحر و علوم غریبه پدیده پیچیده ای است که در داستان های تخیلی، سینما و همچنین در زندگی واقعی جوامع بشری می یابیم. انسان شناسان کوشیده اند تا حضور گسترده علوم غریبه را با تفسیر هر از چندگاهی به عنوان شکلی از تفکر بدوی، راهی فردی به سوی ماوراء طبیعی، راهی برای مقابله با موقعیت های اضطراب و خطر، پیش علمی یا فراتر از توضیحات توضیح دهند. ارائه شده توسط علم علوم غریبه می تواند بیانگر خلاقیت انسان باشد، اما در عین حال می تواند به ابزار قدرت و کنترل اجتماعی تبدیل شود.

علوم غریبه قهرمان داستان ها و فیلم هاست

سحر و علوم غریبه یک اصطلاح به ظاهر ساده با معنای روشن است. وقتی پانورامیکس معجون علوم غریبهیی را به آستریکس می دهد، او تبدیل به یک قهرمان شکست ناپذیر می شود و حیله گری ضرب المثل او با قدرتی بی اندازه ترکیب می شود. به همین ترتیب، هنگامی که یک علوم غریبهگر با سوزن به عروسکی که نماینده دشمنش است خار می کند، درد شدیدی را متحمل می شود و حتی ممکن است بمیرد. اثر مثبت معجون بر آستریکس و اثر منفی سوزن بر شخص منفور دو نمونه از اعمال علوم غریبهیی است.. گاهی اوقات کلمات برای انجام اعمال علوم غریبهیی کافی است: طلسم، فرمول علوم غریبهیی، دعا، نفرین، بسته به مورد، می تواند اثرات مثبت یا منفی داشته باشد. “آبراکادابرا!”، “کنجد باز کن!” آنها نمونه‌هایی از فرمول‌های علوم غریبهیی هستند که در ماجراها و داستان‌های خارق‌العاده استفاده می‌شوند و چنان معروف شده‌اند که وارد زبان روزمره شده‌اند. در ادبیات خارق العاده، در افسانه ها، در فیلم ها (به هری پاتر فکر کنید )، علوم غریبه به عنوان مجموعه ای از اعمال، حرکات، کلماتی ظاهر می شود که از واقعیت روزمره فراتر می روند (یعنی فراتر از آن قرار می گیرند) و سعی می کنند بر روند رویدادها تأثیر بگذارند. در واقعیت، برای خم کردن میخ کوبیده شده به تخته چوبی به یک چکش نیاز دارید: در داستان داستانی، قدرت فکر کافی است (نمونه خوبی دیگر از یک عمل علوم غریبهیی!).

تفکر علوم غریبهیی در جوامع بشری

علوم غریبه فقط در داستان‌های عامیانه، ادبیات، سینما یافت نمی‌شود: اشکال مختلف علوم غریبه به یک اندازه در بیشتر جوامع بشری وجود دارد، حتی اگر تعریف اینکه علوم غریبه از نظر اجتماعی چیست، کار نسبتاً دشواری باشد. به ندرت یک فرد یا جامعه آشکارا ادعا می کند که اعمال علوم غریبهیی انجام می دهد یا یک فکر علوم غریبهیی دارد: علوم غریبه یکی از آن ویژگی هایی است که به دیگران نسبت داده می شود.

اصل این اصطلاح مؤید این عقیده است: علوم غریبه از اصطلاح مغ نشأت می‌گیرد که یونانیان با آن موبدان زرتشتی، دین باستانی ایران ( پارسیان ) را تعریف کردند.). یونانیان مجوس را جن گیر، فالگیر، علوم غریبهگر و کلاهبردار می دانستند که درگیر اعمال غیبی و شیطانی بودند. انتساب علوم غریبه به جوامع دیگر اغلب نتیجه ناآگاهی، ناتوانی در درک زبان ها و اعمالی غیر از ماست: مردی از عصر حجر که ناگهان خود را در شهری مدرن می بیند ممکن است باور کند که روشنایی شب محصول یک علوم غریبه است. ! به طور مشابه، در موزه‌هایی که به جوامع غیر اروپایی اختصاص داده شده است، اغلب مجسمه‌هایی را می‌بینیم که به عنوان «اشیاء علوم غریبهیی» توصیف می‌شوند: بیشتر آنها آثار هنری یا اشیایی هستند که کاربرد روزانه دارند که معنای آنها را نمی‌دانیم.

اغلب، در تعریف دیگران به عنوان غوطه ور در دنیای علوم غریبهیی، در نهایت از این ایده دفاع می کنیم که برعکس، منطقی، مدرن و قادر به درک ماهیت «واقعی» چیزها هستیم. نسبت دادن علوم غریبه به دیگران راهی است که در آن احساس می کنیم و خود را برتر، باهوش تر، تکامل یافته تر از آنها می کنیم.

انواع علوم غریبه

سحر و علوم غریبه، که به درستی یا نادرست به جوامع بشری بی شماری نسبت داده می شود، به دسته های خاصی طبقه بندی شده است که در طول زمان کاملاً مشهور شده اند. ما از علوم غریبهی سفید صحبت می کنیم وقتی به تکنیک هایی اشاره می کنیم که هدف آنها به دست آوردن رویدادهای مطلوب و دفع بلایای طبیعی (طوفان، زلزله، خشکسالی) یا پدیده های مضر به طور کلی (بیماری، مرگ) است. به عنوان مثال، در بسیاری از جوامع باستانی – متشکل از شکارچیان و گردآورندگان، چوپانان، کشاورزان – اعمال علوم غریبهیی با هدف ایجاد باران وجود دارد. ساکنان جزایر کوچک تنگه تورس (بین استرالیا و گینه نو) به برخی از متخصصان این وظیفه را سپردند که خود را در بوته جدا کنند، “باران باران” تهیه کنند، طلسم هایی را با هدف انواع ابرها (قرمز، تیره، سفید) بخوانند. ) به منظور حمایت از بارش.

از سوی دیگر ، علوم غریبهی سیاه برای ایجاد مصیبت، آسیب رساندن یا حتی کشتن مردم انجام می شود. ساختن تصویر از یک فرد و سوراخ کردن آنها با تیغه یا سنجاق، با این باور که زخم های وارده به شخص منفور منتقل می شود، نوعی علوم غریبهی سیاه است که در بسیاری از جوامع وجود دارد یا نسبت داده می شود. علوم غریبهگری شکل بسیار گسترده ای از علوم غریبهی سیاه است: علوم غریبهگر ، به لطف قدرت های معنوی خود، می تواند آگاهانه یا نه، دشمن خود را با بیماری هایی که می تواند باعث مرگ شود ضربه بزند. حتی علوم غریبهگر با استفاده از اشیا (مو، استخوان، ابزار چوبی و سنگی) و فرمول های علوم غریبهیی اعمال علوم غریبهی سیاه را انجام می دهد.

یک فعالیت غیر منطقی و بدوی؟

علوم غریبه از دیرباز به عنوان یک پدیده معمولی تفکر بدوی در نظر گرفته شده است. بسیاری از مردم آفریقا، آمریکای لاتین و اقیانوسیه، که در اواسط قرن نوزدهم (به ناحق) به عنوان بازمانده یا بازمانده دوران باستانی در نظر گرفته می شدند، به این دلیل که تفکر یا عقل آنها هنوز به طور کامل توسعه نیافته بود، علوم غریبه می کردند. شعبده‌بازی که چند قطره آب روی زمین می‌پاشد و حرکت خود را با فرمول‌ها و دعاها همراه می‌کند، به اشتباه معتقد است که باعث باران می‌شود: رفتار او قابل درک است (مزرعه‌ها به آب نیاز دارند)، اما بر اساس یک استدلال اشتباه است. که مانند (قطره های آب پراکنده روی زمین) مانند (باران) تولید می کند. در این مورد ما از علوم غریبهی تقلیدی صحبت می کنیم .

با گذشت زمان، از طریق تجربه، انسان‌ها از ضعف تفکر علوم غریبهیی آگاه می‌شوند: برای کنترل آن جنبه‌هایی از پدیده‌های طبیعی که همچنان از کنترل آن‌ها فرار می‌کنند (مصائب طبیعی، بیماری، مرگ) سپس به موجودات مافوق بشری روی می‌آورند. چه خدایان و چه ارواح. . بنابراین، عصر دین به عصر علوم غریبه خواهد رسید. در عصر مدرن که اندیشه در حال رشد بیشتر است، دین نیز وارد بحران می شود و جای علم را باز می گذارد، مبتنی بر آزمایش و دانش قوانین طبیعی است. برای انسان‌شناسی مانند جیمز فریزر (که بین قرن‌های 19 و 20 زندگی می‌کرد)، علوم غریبه، دین و علم دقیقاً سه مرحله متوالی رشد ذهن انسان را نشان می‌دهند. اگر حتی در دنیای مدرن علوم غریبهگران و علوم غریبهگران وجود داشته باشند، آنها فقط بقای خود هستند، پس مانده های یک تفکر قدیمی تر.

علوم غریبه و مذهب

در آغاز قرن بیستم، تزهای فریزر مورد بازنگری قرار گرفت. برخی از مردم شناسان معتقد بودند که علوم غریبه و دین از یک نیاز ناشی می شوند، یعنی از تلاش انسان برای کنترل نیروهای طبیعت و معنا بخشیدن به زندگی و جهان. علوم غریبه و مذهب دو مرحله متوالی از تفکر بشری نیستند، اما در بسیاری از جوامع وجود دارند: آنچه آنها را متمایز می کند این واقعیت است که علوم غریبه یک عمل فردی است، در حالی که دین یک پدیده جمعی، رسمی و رسمی است که در مراسم عمومی بیان می شود. و در باورهای رایج علاوه بر این، سحر و علوم غریبه اهداف محدود و دقیقی دارد (مثلاً طرفداری از حضور شکار فراوان، رشد محصولات زراعی)، در حالی که دین خود را به عنوان بازتاب کلی تری در مورد انسان و جایگاه او در جهان نشان می دهد.

سحر و علوم غریبه یک دانش فنی تر است، یک انجام (در بسیاری از زبان ها اصطلاح علوم غریبه ریشه ای دارد که از “انجام دادن” گرفته شده است) و به همین دلیل برخی از علوم مدرن مانند داروسازی، پزشکی، متالورژی ریشه در اعمال علوم غریبهیی پیدا می کنند. ارتباط بین کیمیاگری و شیمی). بنابراین، در برخی موارد، علم مدرن نشان دهنده تکامل علوم غریبه است. در هر صورت، حتی اگر علوم غریبه در علم متمایل به تکامل باشد، باید توجه داشت که علوم غریبه، دین و علم سه پدیده هستند که عملاً در هر جامعه انسانی وجود دارد.

تفاسیر روانشناختی و جامعه شناختی

امروزه اکثر شعبده بازها توضیحات تکاملی را کنار گذاشته اند. همانطور که ویتوریو لانترناری انسان شناس ایتالیایی در دهه 1960 نوشت: «در هیچ جامعه بدوی به اندازه نیویورک امروزی به فالگیرها، بینندگان و امثال اینها توسل نمی شد!» علوم غریبه یک پدیده منحصراً ابتدایی نیست. این یافته انسان شناسان را بر آن داشت تا به دنبال توضیحات دیگری از علوم غریبه باشند.

برونیسلاو مالینوفسکی، انسان شناس بزرگ لهستانی الاصل، در دهه 1920 نظریه علوم غریبهیی را مطرح کرد که بسیار مشهور شد. به عقیده مالینوفسکی، علوم غریبه را نباید برای تأثیراتی که در واقعیت ایجاد می‌کند (که می‌توان باور کرد یا باور نکرد)، بلکه باید برای کارکردی که در زندگی اجتماعی ایفا می‌کند ارزیابی کرد. به عنوان مثال، برای ساکنان جزایر تروبریاند (ملانزیا)، علوم غریبه پاسخ جمعی به موقعیت هایی است که باعث ایجاد اضطراب و نگرانی می شود. تروبرین ها در طول سفرهای طولانی پیروگ علوم غریبه می کنند تا از طوفان و مه جلوگیری کنند که یافتن راه را دشوار می کند. آنها برای محافظت از محصولات در برابر خشکسالی، آفات و طوفان های استوایی در باغ های خود علوم غریبه می کنند. آنها به خوبی می‌دانند که پیروگ‌ها باید با دقت ساخته شوند و توانایی جهت‌یابی برای تکمیل یک سفر ضروری است: اما به همان اندازه می‌دانند که گاهی دانش و حسن نیت برای اجتناب از خطرات و دام‌ها کافی نیست. علوم غریبه شجاعت را القا می کند، دریانوردان و باغبانان را وادار می کند تا وظایف خود را بهتر انجام دهند. از این نظر موثر است.

علوم غریبهگری در میان آزنده ها

دیگر جنبه های مهم این پدیده از مطالعه علوم غریبهگری در میان آزنده های سودان در آفریقا پدیدار شد. علوم غریبهگری نوعی علوم غریبهی سیاه است: آزنده ها معتقدند که بیماری و مرگ توسط علوم غریبه ایجاد می شود.

آزنده ها نیز مانند ما می دانند که مرگ فردی که بر اثر ریزش انباری له شده است به دلیل ضعیف شدن تیرها در اثر جویدن موریانه ها بوده است. آنها هم فکر علمی دارند، می دانند چگونه علت (پرتوهای ضعیف شده توسط موریانه ها) و معلول (فروپاشی انبار) را به هم پیوند دهند.

با این حال، علوم غریبهگری برای درک جنبه‌های آن واقعه که فراتر از توضیح علمی است وارد بازی می‌شود: چرا آن مرد در زیر انبار مرد؟ چرا دومی در همان لحظه سقوط کرد؟ تفکر علوم غریبهیی از تلاش برای درک بیماری و مرگ و کنار آمدن با آن ناشی می شود.

اثر نمادین علوم غریبه

سحر و علوم غریبه، که اخیراً نوشته شده است، کمی شبیه به شعر است. شاعر با کلمات بازی می کند و موقعیت هایی را ایجاد می کند که فراتر از واقعیت روزمره است. او می‌تواند با ترکیب صداها، مفاهیم و تصاویر به شکلی بدیع، عزیزی را که سال‌ها پیش ناپدید شده است، به ارمغان بیاورد، او می‌تواند موقعیتی را که ما زنده تجربه کرده‌ایم بسازد، می‌تواند به رویایی که برای آینده خود داریم شکل دهد. سخنان او می تواند موثر باشد: در فیلم معروفی که به شعر اختصاص دارد، Il postino (1994) اثر مایکل رادفورد، قهرمان داستان (ماسیمو ترویسی) به لطف ابیات پابلو نرودا موفق می شود زنی را عاشق خودش کند.

به همین ترتیب، علوم غریبه با نمادها (اشیاء و کلمات) جامعه ای که در آن عمل می کند بازی می کند تا موقعیت هایی را ایجاد کند که فراتر از واقعیت روزمره است: شمن «مردگان را وادار به صحبت می کند»، شعبده باز موقعیتی رویایی را شبیه سازی می کند که در آن درو می کند. فراوان هستند، باران فراوان، بازی فراوان. شعر و علوم غریبه بر واقعیتی که انسان در آن زندگی می‌کند تأثیر می‌گذارد، کارایی دارد، اما نباید آن را با کارآمدی علم یا فن اشتباه گرفت: بلکه ما از کارآمدی نمادین صحبت می‌کنیم ، زیرا علوم غریبه فقط می‌تواند بر واقعیت تأثیر داشته باشد. اگر شرکت کنندگان در “بازی” زبان و نمادهای یکسانی داشته باشند.

علوم غریبه و قدرت

از سوی دیگر، این جنبه‌های خلاقانه و «نجیبانه» علوم غریبه هرگز نباید ما را از یاد ببرند که با قدرت و فریب نیز ارتباط دارد. دقیقاً به این دلیل که می تواند حساسیت بسیاری از افراد را تحت تأثیر قرار دهد، دقیقاً به این دلیل که در موقعیت های اضطراب و نگرانی وارد صحنه می شود، علوم غریبه می تواند به وسیله ای برای فریب و استثمار تبدیل شود. امروزه بسیاری از افراد بیمار، تنها و حاشیه نشین به شعبده بازان و فالگیرانی متوسل می شوند که از موقعیت خود برای کسب درآمد و فریب بدبختان استفاده می کنند.

در گذشته، اعتقاد به علوم غریبهگران بهانه‌ای برای شکنجه و حتی کشتن زنانی بود که متهم به اخلال در نظم اجتماعی، انجام اعمال غیبی و داشتن قدرت‌های خارق‌العاده مانند توانایی تبدیل شدن به حیوانات بودند. شکار علوم غریبهگران قرون وسطایی یکی از تاریک ترین صفحات در تاریخ کلیسا و به طور کلی جامعه غربی است. به همین ترتیب، در جوامع دیگر، علوم غریبهگران و علوم غریبهگران از توانایی های منتسب به آنها برای کسب قدرت سیاسی و اقتصادی بهره برده اند. برای نتیجه گیری، علوم غریبه پدیده ای است که توجه و کنجکاوی ما را به خود جلب می کند، اما درک آن دشوار است زیرا بسته به دوره ها، فرهنگ ها و افرادی که آن را انجام می دهند، می تواند معانی بسیار متفاوتی داشته باشد: فعالیت خلاق، شکل فکر، محرک عمل، ابزار قدرت،

علوم غریبه یا دانش؟

«هیچ مردی، هرچند بدوی، بدون دین و بدون علوم غریبه وجود ندارد. همچنین، باید فوراً اضافه کرد، نژادهای وحشی که فاقد نگرش علمی هستند یا علم ندارند، وجود ندارند، اگرچه این کمبود اغلب به آنها نسبت داده می شود. بدون شک بومیان سحر و علوم غریبه را برای شکوفایی باغ ها ضروری می دانند. اما آیا این بدان معناست که بومیان همه نتایج خوب را به علوم غریبه نسبت می دهند؟ قطعا نه. اگر به یک بومی پیشنهاد می کردید که می تواند باغ خود را عمدتاً با شعبده بازی آماده کند و کارش را سطحی انجام دهد، به سادگی به ساده لوحی شما می خندید. او در واقع، همانطور که شما می دانید، می داند که شرایط و علل طبیعی وجود دارد، و از مشاهدات خود نیز می داند که می تواند این نیروهای طبیعی را با تلاش جسمی و روحی کنترل کند. علم آن بی تردید محدود است، اما تا آنجا که می رود معتبر و از نظر عرفان غیر قابل تعرض است. اگر چله ها خراب شود، اگر بذر از بین برود، خشک شود یا آب آن را ببرد، به علوم غریبه متوسل نمی شود، بلکه به کار با هدایت دانش و عقل متوسل می شود. از سوی دیگر، تجربه او به او آموخته است که علیرغم همه اهدافش و فراتر از همه تلاش هایش، مأموران و نیروهایی هستند که در یک سال خاص، مزایای باروری غیرمعمول و ناشایست اعطا می کنند و همه چیز را روان می کنند، که باران و خورشید در زمان مناسب می رسد، حشرات مضر ظاهر نمی شوند، که برداشت محصول بیش از حد می دهد. با این حال، یک سال دیگر، همان عوامل شکست‌ها و ناکامی‌ها را به بار می‌آورند، از ابتدا تا انتها او را تحت تعقیب قرار می‌دهند و سخت‌ترین تلاش‌ها و قوی‌ترین دانش‌اش را ناکام می‌گذارند. برای کنترل اینها و فقط این تأثیرات، او از علوم غریبه استفاده می کند.

یک تعریف و تاریخچه دیگر از علوم غریبه در یک دانشنامه:

علوم غریبه همیشه ذهن مردم را مجذوب خود کرده است. علوم غریبهی سیاه، علوم غریبهی سفید و علوم غریبهی سرخ که همیشه در خرافات رایج و غیر رایج وجود داشته است.
تکنیک ناب یا علوم غریبهی واقعی؟ این تفاوت ظریف همیشه ذهن ها و مردم را مجذوب خود کرده است.
با من بیا؛ در این مقاله به تاریخچه سحر و علوم غریبه، ویژگی های آن و معروف ترین مفسران آن خواهیم پرداخت.
امیدوارم که فرض مقاله کنجکاوی شما را برانگیخته باشد. با این مقاله سعی می کنیم کنجکاوی و تمام شک و تردیدهای شما را برطرف کنیم.

بنابراین بدون اتلاف وقت، علوم غریبه چیست و چه چیزهایی در مورد آن باید بدانید؟

1 تعریف و ریشه شناسی کلمه علوم غریبه
2 علوم غریبه در گذشته: از مصر باستان تا امروز
3 تعریف علوم غریبهی سیاه
4 علوم غریبهی سفید چیست؟
5 علوم غریبهی قرمز: خوب یا بد؟
6 ترفند علوم غریبهیی: چگونه چند ترفند علوم غریبهیی انجام دهیم
7 بهترین کتاب های علوم غریبهیی چیست؟
تعریف و ریشه شناسی کلمه علوم غریبه
دستی که حاوی “فرمول علوم غریبهیی” استواژه سحر و علوم غریبه از کلمه یونانی ماγεία گرفته شده است که نشان دهنده مجموعه فعالیت ها و توانایی های مجوسی است که در یونان باستان علوم غریبه می کردند.

منظور ما از سحر و علوم غریبه، تمام تکنیک هایی است که هدفشان تسلط و تأثیرگذاری بر پدیده های فیزیکی، رویدادها و افراد تنها با استفاده از اراده است.

علوم غریبه برای تسلط بر رویدادها، پدیده های فیزیکی و غیره از فرمول های کلامی یا حرکاتی نیز استفاده می کند که به عنوان تشریفات عمل می کنند.

سحر و علوم غریبه علاوه بر بخش عرفانی تر و «علوم غریبهیی» ، مجموعه ای از تمام فنون و توانایی هایی است که هدف آن این است که کسانی که اثر علوم غریبهیی را مشاهده می کنند، واقعی بودن آن را باور کنند.

البته تمرکز این هنر سرگرمی است، اما در گذشته اغلب به عنوان یک انحراف برای پوشاندن دزدی ها و سایر فریب ها استفاده می شد.

علوم غریبه در گذشته: از مصر باستان تا امروز
خرافات، آیین ها، سنت ها و شکل هنری؛ سحر و علوم غریبه همانطور که در نظر گرفته شده است، زمینه وسیعی از استدلال ها و اطلاعات را به ما می دهد. جهان در هسته خود علوم غریبه دارد.

بررسی چگونگی توسعه و تکامل آن در طول قرن ها جالب است. از مصر باستان تا امروز

-علوم غریبه در مصر باستان
سنت این قوم مملو از اشاره به هنرهای علوم غریبهیی و آیین های غیبی است.

خدایان مصری زیادی وجود دارند که در متون باستانی با قدرت های علوم غریبهیی مشخص می شوند. یکی از مهم ترین الهه حامی سحر و علوم غریبه و آیین های آن هکا است.

بقایای زیادی از پاپیروس ها وجود دارد که گواه استفاده از آیین های علوم غریبهیی و فرمول های مرتبط با آنهاست. اعتقاد بر این بود که این مناسک عمر را طولانی می کند، حکمت می بخشد یا برای نبردهای آینده شانس می بخشد.

یکی از محبوب ترین مناسک علوم غریبهیی در مصر باستان مراسم باز کردن دهان است. از طریق این مراسم، یا در صورت تمایل، مراسم علوم غریبهیی ، روح یک متوفی به مجسمه ای داده می شود تا اطمینان حاصل شود که هنوز می تواند در دنیای زنده ها بماند.

بسیاری از این طلسم ها، مراسم و مناسک از طریق کتاب مردگان به ما رسیده است. در واقع، بخش بزرگی از مجموعه آیین ها و طلسم های فرهنگ مصر را در بر می گرفت.

در مصر باستان ، برخاسته از آداب و مراسم علوم غریبهیی ، سنت‌ها و باورهای دیگری نیز در گذر زمان متولد شد. طالع بینی، Theurgy و Necromancy مشهورترین آنها هستند.

-علوم غریبه در خاورمیانه باستان
منظور از خاورمیانه باستان، بین النهرین و تمام جمعیت هایی است که در منطقه بین رودهای دجله و فرات ساکن شده اند.

آداب و طلسم علوم غریبهیی در سنت های سومری، کلدانی و ایرانی رواج داشت.

منابع متعدد نمونه هایی از طلسم ها و اعمال علوم غریبهیی را گزارش می کنند که توسط این جمعیت ها برای اهداف مختلف و به روش های مختلف اجرا شده است.

برای مثال، شکل عصای علوم غریبهیی از خاورمیانه باستان گرفته شده است . در واقع علوم غریبهگران آن زمان طلسم ها را در حالی که یک عصای چوبی را تکان می دادند، تلفظ می کردند.

همچنین از این جمعیت ها استفاده از دایره علوم غریبهیی برای دفاع از انجام دهنده عمل علوم غریبهیی در برابر ارواح فراخوانده شده و استفاده از نمادها و مهرها برای ادامه فراخوانی این ارواح است.

به عنوان آخرین میراث “علوم غریبهگران” باستانی خاورمیانه، ما از طلسم برای دفاع در برابر نفرین ها و شیاطین استفاده می کنیم.

-جهان علوم غریبهیی باستان یونانی-رومی
کلاه و عصای شعبده باز حرفه ای معمولیمی توان گفت که ” علوم غریبه ” در یونان باستان توسط ایرانیان آورده شده است. در واقع اصطلاح علوم غریبهگر برای اشاره به کاهنان ایرانی و واژه علوم غریبه برای نشان دادن مجموعه آموزه ها و اعمال آیینی این کاهنان به کار می رفت.

متعاقباً، این آموزه ها و اعمال ایرانی، همراه با طالع بینی و کیمیاگری، سنت علوم غریبهیی یونانی را به وجود آورد .

علاوه بر متون باستانی متعددی که بر اعتقادات یونانیان گواهی می دهد، در آثار بسیار معروفی مانند ادیسه که شخصیت علوم غریبهگر سیرس در آن ظاهر می شود ، رگه هایی از علوم غریبه نیز داریم. این شخصیت به طور گسترده از علوم غریبه و طلسم استفاده می کند تا دیگران را تحت اراده خود قرار دهد.

ادبیات لاتین که به جای دنیای روم باستان صحبت می کند مملو از ارجاعات به فعالیت های غیبی است. نکرومانسی، کشتارهای دامنه دار، قربانی ها، مجسمه های سخنگو و حیوانات با وجدان تنها برخی از عناصر علوم غریبهیی هستند که ادبیات و سنت های لاتین را زنده می کنند.

قوانین روم کسانی را که از علوم غریبه برای مقاصد مجرمانه استفاده می کردند با مجازات های بسیار شدید تحریم می کرد.

احتمالاً بزرگترین گواهی علوم غریبه در جهان لاتین توسط کتاب مسخ نویسنده آپولیوس به ما داده شده است. این کتاب عمیقاً در مورد پیوند بین علوم غریبه و مردم روم صحبت می کند.

-علوم غریبه در قرون وسطی
حتی در قرون وسطی ما مملو از شهادت هایی هستیم که وجود و استفاده از مراسم غیبی و علوم غریبه را تأیید می کند. این با وجود مناقشه ضد علوم غریبهیی که بسیاری از نویسندگان مسیحی در طول قرن ها انجام داده اند.

این به این دلیل است که کلیسا نگرش خصمانه شدیدی نسبت به غیبت و علوم غریبه داشت.

در قرون وسطی هدف هنرهای علوم غریبهیی آزادی نیروهای غیبی و ارواح در اختیار نیروهای برتر (الوهیت ها یا حضورهای دیگر) بود. آنها همچنین بخشی جدایی ناپذیر از باورهای مذهبی مانند باورهای ژرمنی شدند که دارای الوهیت هایی بودند که از علوم غریبه مانند ثور و اودین استفاده گسترده ای می کردند.

در بخش اول قرون وسطی (قرن وسطی پایین) شاهد ادبی متعددی از سحر و علوم غریبه نداریم، اما به تدریج با گذشت قرن ها این میراث به طور بی اندازه رشد کرد. این همچنین و بالاتر از همه به لطف وساطت نویسندگان عرب است که میراث علوم غریبهیی آن زمان را بسیار غنی کردند.

مشهورترین و تأثیرگذارترین کتابها در مورد علوم غریبه و غیبت قرون وسطی قطعاً Picatrix و L’Introductorium هستند.

در نهایت، به عنوان آخرین اشاره به علوم غریبه در قرون وسطی، دانته آلیگیری علوم غریبهگران و فالگیران در هشتمین دایره جهنم را محکوم می کند. بنابراین وجود آنها و بدیهی است که محبوبیت آنها را تأیید می کند.

-علوم غریبه از قرن 15 تا 18
تصویری فراطبیعی از یک مرداین دوره زمانی است که ما بیشترین رکورد را در آن داریم و بسیاری آن را دوره تولد دوباره علوم غریبه می دانند.

تصور می شود که این تولد دوباره یا کشف مجدد علوم غریبهیی ناشی از ترجمه 14 متن به نام Corpus Hermeticum است. نام برخی از نویسندگان این 14 متن امروزه نیز با نام‌های زرتشت و اورفئوس شناخته می‌شود .

Corpus Hermeticum مجموعه‌ای از هنرها و نظریه‌ها بود که قدمت آن به دوران روم بازمی‌گردد. آنها آیین های مسیحی، هنرهای علوم غریبهیی-تورژیک و سنت های علوم غریبهیی مختلف را با هم ادغام کردند .

در طول رنسانس (دوره زمانی که به طور معمول از قرن پانزدهم تا نیمه دوم قرن شانزدهم می‌گذرد) علاوه بر آموزه‌های علوم غریبهیی موجود در Corpus Hermeticum، فرهنگ علوم غریبهیی با آموزه‌های علوم غریبهیی-کیمیاگری ناشی از یهودیان غنی‌تر شد. سنت

این آموزه ها مفاهیم آیین های علوم غریبهیی و طلسم ها را برای استفاده از کیمیا ادغام کردند. ایده سنگ فلسفی که در قرون بعدی به طور گسترده مورد استناد قرار گرفت، از این سنت ناشی می شود .

مهمترین اثر رنسانس در حوزه علوم غریبهیی و غیبی De occulta Philosophia است.

این اثر سحر و علوم غریبه و ویژگی های آن را با تقسیم آن به 3 نوع تعریف می کند. طبیعی ، آسمانی و تشریفاتی.

دو نوع اول علوم غریبهی سفید در نظر گرفته می شوند و نوع سوم علوم غریبهی سیاه در نظر گرفته می شود.

در حدود قرن هفدهم، در اوج محبوبیت، علوم غریبه به آرامی شروع به کاهش کرد. این به دلیل افزایش محبوبیت برخی از نظریه‌های ضد علوم غریبهیی و افکار فلسفی است.

دکارت و هابز تنها برخی از فیلسوفانی هستند که به زوال علوم غریبه کمک کردند. آنها تأثیر زیادی در توسعه جریان های فلسفی مانند عقل گرایی و تجربه گرایی داشتند.

پس از آن، با ظهور روشنگری ، علوم غریبه کمتر و کمتر رایج شد. به لطف برخی جنبش ها و فرقه ها مانند فراماسونری زنده ماند.

-علوم غریبه در قرن نوزدهم
نیمه دوم قرن نوزدهم با فشار به سوی کشف مجدد دنیای غیبی و باطنی مشخص می شود.

کمک به کشف مجدد این هنرها، تولیدات ادبی غنی الپیهاس لوی شعبده باز بود. تا حد زیادی بر گمانه زنی های باطنی، علوم غریبه و غیبت تأثیر گذاشت.

در اواخر قرن نوزدهم، ما شاهد تولد چندین انجمن و جنبش مخفی هستیم که علوم غریبه نقش اصلی را ایفا کرد. معروف‌ترین آنها Orde kabbalistique de la rose-croix هستند که در فرانسه تأسیس شد و نظم هرمتیک گلدن داون که در انگلستان تأسیس شد.

-علوم غریبه در عصر معاصر
امروزه تجزیه و تحلیل تصویری از رستگاری ها و سنت های علوم غریبهیی دشوار است . این به دلیل تنوع و تنوع زیاد سنت‌های امروزی است.

در ایتالیا ایده های غیبی و علوم غریبهیی عمدتاً توسط جولیانو کرامرز (علوم غریبهگر و باطنی ایتالیایی) اجرا شد.

کرامرز معتقد بود که سحر و علوم غریبه یک نگرش برتر است که امکان دگرگونی درونی و نه تنها بیرونی کسانی را که آن را انجام می‌دهند، می‌دهد.

در خارج از ایتالیا، چندین شخصیت تئوری های علوم غریبهیی و علاقه خود را به غیبت ارائه کرده اند.

شناخته شده ترین آنها مطمئناً مادام بلاتواسکی، جرالد گاردنر و دیون فورچون بودند.

تعریف علوم غریبهی سیاه
جمجمه با یک شمع نزدیکاکنون که تجزیه و تحلیل مسیر علوم غریبه و غیبت قرن به قرن را به پایان رساندیم، اجازه دهید برخی از ویژگی های علوم غریبه را به صورت جداگانه تحلیل کنیم.

علوم غریبهی سیاه معمولاً به معنای مجموعه ای از هنرهای علوم غریبهیی، آیین ها و دانش هایی است که دارای اهداف شیطانی هستند. در واقع، علوم غریبهی سیاه به عنوان توانایی علوم غریبهگر در استفاده از علوم غریبههای شیطانی و قدرت های شیطانی در نظر گرفته می شود.

علوم غریبهی سیاه به دلیل تعریفی که دارد اغلب با تاریکی، شر، غیبت افراطی و حتی شیطان پرستی همراه است.

مطالعه و احضار شیاطین ( شیطان شناسی ) و علوم غریبهگری نیز علوم غریبهی سیاه محسوب می شود .

علوم غریبهگری شاخه ای از علوم غریبه و غیبت است که به تأثیر مثبت یا منفی بر زندگی یک فرد از طریق استفاده از قدرت یک موجود ماوراء طبیعی مربوط می شود.

به عنوان مشهورترین علوم غریبهگران، شهادتهایی از مشهورترین و مخوف ترین علوم غریبهگران سیاه نیز داریم. مشهورترین آنها لندولفو، کنت کاپواست، که محبوبیت علوم غریبهی سیاه را بسیار افزایش داد و به همین دلیل در سال 875 تکفیر شد.

در عوض به دنبال علوم غریبهگران سیاه‌پوست جدیدتر و نزدیک‌تر به روزهای ما با چهره آلیستر کراولی روبرو می‌شویم. مطبوعات او را بزرگترین علوم غریبهگر سیاه قرن بیستم می دانند.

در ادبیات علوم غریبهگران سیاه زیادی وجود دارند که ظاهر می شوند. ما علوم غریبهگر Oduarpa را که عمدتاً به عنوان آنتاگونیست و عناصر منفی استفاده می شود به یاد می آوریم.

علوم غریبهی سفید چیست
بعد از علوم غریبهی سیاه ، نوبت به علوم غریبهی سفید می رسد.

علوم غریبهی سفید مجموعه ای از هنرهای علوم غریبهیی، غیبی و باطنی است که دارای اهداف سودمند و نه مخرب هستند. با علوم غریبهی سیاه در تضاد است اما مرز بین این دو بسیار نازک است.

طلسم ها، آیین ها و مراسمی با هدف فراخوانی موجودات خوش خیم مانند فرشتگان، ارواح عنصری و الوهیت در علوم غریبهی سفید گنجانده شده است.

علوم غریبهی سفید همچنین شامل تمام علوم غریبههای طبیعی است که هدف آنها مداخله در پدیده های طبیعی با مطالعه شکل و قوانین آنهاست .

علوم غریبهی قرمز: خوب یا بد؟
علوم غریبهی قرمز مجموعه ای از اعمال علوم غریبهیی است که با بخش پرشور و احساسی زندگی افراد سروکار دارد.

این قوی ترین روش در زمینه علوم غریبهیی و باطنی برای مقابله با مشکلات عاطفی و قلبی است.

می توان آن را ساده تر به عنوان علوم غریبهیی که با عشق سروکار دارد تعریف کرد.

حتی اگر هدف آن حل مشکلات قلبی باشد، در صورت استفاده نادرست، می تواند علوم غریبهی شیطانی در نظر گرفته شود. یک مثال می تواند این باشد که با استفاده از یک معجون یا طلسم، کسی را مجبور کنید که شخص دیگری را که واقعاً هیچ احساسی نسبت به او ندارید، دوست داشته باشد.

ترفندهای علوم غریبهیی: چگونه چند ترفند علوم غریبهیی انجام دهیم
دسته کارت های دستیامروزه علوم غریبهی کارت و سکه بسیار محبوب هستند . شعبده بازان با استفاده از کارت ها و سکه ها سعی می کنند کسانی را که اجرا را با تکنیک و مهارت خود مشاهده می کنند شگفت زده کنند.

بدیهی است که آنها از مهارت زیاد خود استفاده می کنند تا مردم را باور کنند که چیزهای غیرممکن می توانند اتفاق بیفتند . ناپدید شدن یک سکه یا تبدیل یک کارت چند نمونه است.

مانند همه چیز سطوح مختلف دشواری وجود دارد . ما در مورد اثراتی صحبت می کنیم که برای آنها نیازی به آماده سازی نیست و اثراتی که در آن سال ها آموزش لازم است.

هر کسی می تواند شعبده بازی کند، چه دختر باشد چه پسر.

علوم غریبه چیست و از کجا می آید؟
با توجه به اینکه سحر و علوم غریبه هنر و دانش این است که چگونه می توان با استفاده از حالت های آگاهی تغییر یافته ای که توسط خود شخص ایجاد می شود، بر روی واقعیت عمل کرد، انسان متحیر می شود که آیا با انسان متولد شده است یا برعکس، از یک “پیکره” ناشی می شود. ” دانش بیگانه ای که از یک ناشناخته” از جای دیگر به سیاره ما رسیده است”.

من توضیح خواهم داد. با توجه به اصل هرمس تریسمگیستوس موجود در لوح اسمرالدینا: “… آنچه در پایین است مانند آنچه در بالا است و آنچه در بالا است مانند آنچه در پایین است برای انجام معجزات یک چیز است” ، این بدان معنی است که هر چیزی که در طبیعت وجود دارد. رابطه مستقیمی با کل هستی دارد.

به عنوان مثال، اگر تصمیم بگیرم چیزی را که در Magic “موجود” یا “دیو” نامیده می‌شود (ترجیح می‌دهم آن را “هوش” نامیده می‌شود، برانگیزم، در دو سطح عمل می‌کنم: موجودیت در ذهن من برانگیخته می‌شود (جهان کوچک) همانطور که می تواند یک روان گرایی باشد که از ناخودآگاه یا ناخودآگاه گرفته شده است، یعنی می تواند خود را به شکلی محسوس یا حتی نامرئی به عنوان هوشی که از یک واقعیت ناشناخته ناشی می شود، نشان دهد، که می تواند دنیایی دور پراکنده در جهان باشد. جهان کلان).

ذهن انسان هیچ مانعی با زمان و مکان نمی شناسد. اگر جسمی مانند یک فضاپیما بتواند حداکثر با سرعت 300000 کیلومتر در ثانیه حرکت کند که سرعت نور است، چندین سال طول می‌کشد تا سفر بین ستاره‌ای انجام شود، فکری که ذهن انسان در یک لحظه بیان می‌کند می‌تواند از آن عبور کند. کل جهان و اتصال – اگر شما مکانیسم ها را می دانید – با هوش بیگانه میلیون ها سال نوری دورتر.

من تقریباً متقاعد شده ام که علوم غریبه به خودی خود یک علم استواقعی، با قوانین و کدهایی که هنوز نمی دانیم چگونه آنها را تشخیص دهیم. چه می شد اگر این علم علوم غریبهیی توسط موجودات بیگانه از جهان های دور و یا حتی از دیگر جهان های چند بعدی به سیاره ما آورده شده بود و به چند انسان داده می شد؟ این فرضیه چندان عجیب نیست، زیرا همه وقایع نگاری های باستانی و اساطیر مختلف مردم همگی از یک “عصر طلایی” اسطوره ای برای ما صحبت می کنند که از ابتدا در سیاره ما وجود داشت، دورانی که در آن فرد در رفاه و فراوانی زندگی می کرد. بدون نیاز به قوانین و بدون نیاز به کشت و زرع زمین، زیرا هر گونه گیاهی خود به خود از آن می روید: نوعی بهشت ​​زمینی که در آن حتی هنر و علوم در بالاترین سطوح بیان می شد و آخرین اما نه کم اهمیت، معنوی بود. رشدبرای تکامل فرد سپس سقوط بود، اما این داستان دیگری است.

پس آیا علوم غریبه از ستاره ها می آید؟
علوم غریبهگران و علوم غریبهگران قطعا این ملاحظات را انجام نداده اند، اما آنها بیشتر با غریزه عمل می کنند تا با عقل. با این حال، هنگامی که علوم غریبهگر در حین مناسک خود زمزمه های خود را زیر لب گفت و به حالت خلسه رفت، در حالی که در حالت هوشیاری تغییر یافته بود، با ابعاد دیگر تماس پیدا کرد. دانش خود را از آن «جای دیگر» به دست آورد و به دنیای خود آورد و بدین ترتیب توانست «معجزه» خود را انجام دهد. کمی مانند شمن ها در خلسه های خلسه ای خود.

در این کتاب آیین‌های علوم غریبهی کلاسیک را نمی‌یابید، علوم غریبهی حومه شهر از تمام آن تله‌ها و ابزارهایی که متعلق به سحر و علوم غریبه است استفاده نمی‌کند. به عنوان یک علوم غریبهی غریزی، گاهی حتی لازم نیست در زمان های خاصی عمل کرد و در ساعات علوم غریبهیی، همه چیز با ریتم و مشاهده طبیعت اداره می شود . گاهی اوقات اینها کارهای ساده و ابتدایی هستند که می توانند شما را نیز لبخند بزنند، اما با این کار فکر نمی کنید که موثر نیستند. کسی علوم غریبهگری رایج را با مدرسه ابتدایی مقایسه می کند، در حالی که علوم غریبه می تواند دبیرستان یا دانشگاه باشد: این درست نیست، آنها دو روی یک سکه هستند.

در این جلد، علاوه بر برخی از قسمت‌های زندگی واقعی، شرح برخی از اعمال علوم غریبهیی که مربوط به زمینه‌های مختلف زندگی بشر است را خواهید یافت: مناسک برای رفاه ، برای رفاه، برای عشق، برای شانس و غیره. برخی از اینها با دوران مدرن تطبیق داده شده اند، بنابراین انتظار نداشته باشید که مناسکی بر اساس چشمان وزغ، لجن حلزون یا بال خفاش پیدا کنید! گاهی یک تکه ریسمان، یک شمع و یک ورق کاغذ برای علوم غریبه کردن کافی است.

در این کتاب همچنین دعاهای رایج، احضار و سنت های مربوط به مذهب ، به ویژه کاتولیک را خواهید یافت. این اجتناب ناپذیر است، ما نمی توانیم فراموش کنیم که مسیحیت از قرن سوم پس از میلاد مانند آتش در سراسر اروپا گسترش یافته است. به حساب آوردن. از این گذشته، به قدیسی مانند سان جنارو فکر کنید که در سنت مردمی ناپلی نقش غالبی در دعاها و نیایش های محلی دارد، به طوری که وقتی خون معجزه آسا دیر مایع می شود، اغلب از سوی مردم خشمگین می شود. یا به شخصیت پدر پیو که تا همین چندی پیش از نظر خیلی ها نوعی “علوم غریبهگر” بود.

این تلفیق بین مذهب رسمی، عبادت مردمی که گاه با دعاها و اعمالی که ارتباط بسیار کمی با ارتدکس کاتولیک دارد و علوم غریبهی واقعی روستاها مرز دارد، اکنون یک واقعیت است. با این حال، دوست خواننده ای که به سنت دینی دیگری یا بینش مشرکانه زندگی گرایش داشت، ضمن در نظر گرفتن موارد فوق، می تواند مناسک و اعمال علوم غریبهیی خود را بر اساس جهت گیری معنوی خود تنظیم کند.

قدیمی ترین حرفه دنیا
تاریخ ما از آغاز بشریت آغاز می‌شود، زمانی که طبق نظریه تکاملی داروین – نظریه‌ای که من شخصاً آن را قبول ندارم – انتقال از میمون‌ها به اولین انسان‌ها و متعاقباً به انسان‌های خردمند وجود داشت. این قسمت اصلاً مرا متقاعد نمی کند زیرا به گفته برخی از دانشمندان همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاده است، جهش تکاملی از میمون به انسان باید مدت زمان بیشتری طول می کشد، اما حتی این یک فرضیه صرف است.

من تمایل دارم فکر کنم که اولین انسان انسان خردمند، در سنت مسیحی ما آدم، در واقع یک موجود اصلاح شده ژنتیکی بود. به عبارت دیگر، آن را یک خدا خلق نکرده است، بلکه نتیجه یک آزمایش ژنتیکی است که توسط موجوداتی از جهان دیگر مورد نظر است. آدم همانطور که معروف است در عدن زندگی می‌کرد – که در حقیقت بهشت ​​زمینی نبود، بلکه صرفاً باغی محصور بود که گونه‌های گیاهی و حیوانات در آن پرورش می‌یابند – و حوا از “دنده” او خلق شد. باز هم، به احتمال زیاد، این یک عملیات مهندسی ژنتیک برای اصلاح DNA بود.

پس از اخراج از عدن به دلیل نافرمانی آدم و حوا، این زوج مجبور شدند در میان انسان‌های خردمند زندگی کنند که از ضریب هوشی بسیار پایین‌تری نسبت به آنها و فرزندانشان برخوردار بودند.

این امری عادی است که بگوییم قدیمی ترین “حرفه” در جهان، روسپی است.

این اصلا درست نیست.

قدیمی ترین “شغل” دنیا علوم غریبهگری است!

آدم و حوا، موجودات برتر، در میان موجودات ناقص و بدوی، اولین «علوم غریبهگران» بودند که تا به حال بر روی زمین ظاهر شدند. با توجه به این واقعیت که آنها به گونه ای با ضریب هوشی بالاتر تعلق داشتند، توانستند زنده بمانند و دودمانی از افراد ایجاد کنند که تمام بشریت از آن مشتق شده است.

با گذشت زمان، افراد گروه ها و «طوایفی» را تشکیل دادند تا کم و بیش سازمان یافته با هم زندگی کنند. در قبایل مختلف، دو شخصیت بر همه برتری داشتند: رئیس و «شمن»، یعنی کسی که دارای دانشی برتر از دیگران بود. اگر فکر کنیم که اولین سنت‌ها و ادیان بدوی دارای ماتریس مادرسالاری بودند – زن به دلیل این واقعیت که جان خود را بخشیده برتر از مردی می‌دانستند که تقریباً همیشه امرار معاش می‌کرد – نتیجه می‌شود که شمن‌ها یا علوم غریبهگران، اگر ترجیح می‌دهید، داشته‌اند. نقش محوری در کنسرسیوم انسانی آن زمان.

بنابراین علوم غریبهگری مجموعه ای از دانش و آموزه است که از مشاهده طبیعت و قوانین منحصراً زنانه آن به دست آمده است . به آن توجه کنید، اگر کتاب علوم غریبهیی را ورق بزنید، تقریباً همیشه کلمه “علوم غریبهگر” را در بین صفحات پیدا خواهید کرد، به سختی اصطلاح “علوم غریبهگر” را پیدا خواهید کرد. برعکس، با خواندن یک کتاب علوم غریبهگری معمولاً از “علوم غریبهگر” صحبت می شود و تقریباً هرگز از “علوم غریبهگر”. این بدان معنا نیست که “قوانین” حاکم بر علوم غریبه و علوم غریبه تقریباً یکسان است.

در طول قرن ها…
با گذشت قرن‌ها در تمام سنت‌ها و مذاهب مختلف، چهره‌هایی در اساطیر ظهور کردند، تقریباً همیشه با طبیعت زنانه و مسئول «هنرهای علوم غریبهیی». ما فقط به نورن های سنت ژرمنیک-اسکاندیناوی، سرنوشت دین روم، مویرا اساطیر یونان و سیبیل های آپنین که آینده را پیشگویی می کردند فکر می کنیم. از میان این خدایان اساطیری که پس از ظهور مسیحیت به فراموشی سپرده شدند یا در بهترین حالت به فولکلور و سنت های عامه پسند تنزل یافتند، یک جریان علوم غریبهیی کم و بیش زیرزمینی پدید آمد که برای مدتی طولانی ادامه یافت و اغلب در تقابل با دین توحیدی جدید بود، اما در عین حال در هم آمیخت. یک سنت گرایی بت پرستی- مسیحی که کم و بیش توسط دین مسلط تحمل می شود. همه اینها حداقل تا زمان ظهور اصلاحات، زمانی که شکار علوم غریبهگران که توسط تفتیش عقاید مقدس ترویج شد، هزاران و هزاران علوم غریبهگر و علوم غریبهگر را در سراسر اروپا و فراتر از آن نابود کرد. جریان علوم غریبهیی مجبور شد در سایه ها پنهان شود و عمل کند، به طوری که اعتقاد بر این است که در نقطه ای قطع شد.

در اینجا یادآوری این نکته مفید است که من در اصطلاح علوم غریبهگری به مجموعه ای از آیین ها و اعمالی اشاره می کنم که هیچ ربطی به علوم غریبهی سیاه ندارند. این شیوه ها همچنین شامل استفاده از گیاهان و سبزیجات و حتی گاهی اوقات قسمت هایی از حیوانات با هدف شفای برخی بیماری ها بود. علوم غریبهگران و علوم غریبهگران اغلب و با کمال میل برای کمک به ساکنان روستاها و مناطق اطراف که در آن زندگی می کردند، اقدام می کردند. گاه از حیوانات نیز مراقبت می‌کردند ، با تشریفات خود سعی می‌کردند تا در صورت خشکسالی با شرایط جوی تداخل داشته باشند و در آخر، برای زنان جوان جویای شوهر، طلسم عشق می‌کردند.

برخی از علوم غریبهگران و علوم غریبهگران مدرن، با هر سنّتی که باشند، امروزه هنوز معتقدند که نگهبانان حکمت باستانی هستند، اما نشان دادن این که خط اصلی تا به امروز رسیده است، به عنوان مثال توسط چارلز گادفری لیلاند ، نویسنده کتاب، دشوار است. متن معروف: آرادیا، انجیل علوم غریبهگران ، کتابی که به یک فرقه واقعی در آمریکا تبدیل شده و باعث پیدایش ویکای مدرن شده است. لیلاند که در فلورانس زندگی می‌کرد، ادعا کرد که با آرادیا، علوم غریبهگری که در دهکده‌ای در آپنین توسکانی-امیلیا زندگی می‌کرد، در تماس بوده است، و از او برخی آموزه‌ها را دریافت کرده بود که بخشی از متنش گزارش شده بود. متأسفانه نمی دانیم که واقعاً اتفاق افتاده است یا ثمره خیال است.

با این حال، چیز تعیین کننده نیست: علوم غریبه، همانطور که می دانیم، بیشتر مبتنی بر غریزه است تا عقل – از طرف دیگر علوم غریبه دقیقاً برعکس است – تا حد زیادی به فردی که آن را انجام می دهد و بالاتر از همه به قدرت های او واگذار می شود. .

بنابراین، سنت علوم غریبهگری تقریباً منحصراً مجموعه‌ای از آموزه‌هایی است که «از دهان به گوش» منتقل می‌شود و تقریباً هرگز به صورت مکتوب نیست. این بدان معنی است که در طول قرن ها سنت شفاهی به طور اجتناب ناپذیری تا حد زیادی از بین رفته است، در حالی که در موارد دیگر ممکن است دستخوش تغییراتی شده باشد که گاهی ممکن است خود آموزه را تحریف یا بی اعتبار کرده باشد. و با این حال، به عنوان یک آموزه مبتنی بر غریزه، چیزی برای اهداف اعمال خود معنای مناسبی پیدا نمی کند.

در جهان یونان از قرن پنجم شروع شد. سحر و علوم غریبه مجموعه ای از باورها و آیین های مخصوص موبدان زرتشتی ایران را نشان می داد که سپس در جهان روم نیز گسترش یافت و بی اعتمادی و محکومیت را برانگیخت، اما در نهایت عمیقاً وارد بافت اجتماعی شد. بقای اشکال باستانی پیش گویی، اعمال شفابخش و شفابخش، طلسم ها، در قرن های اول عصر مسیحیت توسط آگوستین، که در شهر خدا، الوهیت های عصر بت پرستی را با شیاطین یکی دانسته بود، به شدت محکوم شده بود. چنین اقداماتی به آنها مربوط می شود.ایزیدور سویل ، که در Etymologies، بیان‌های مختلف علوم غریبه را با اشاره به نویسندگان کلاسیک ارائه می‌کند و از تمایز جنبه‌های مجاز و پلید هنرهای علوم غریبهیی مراقبت می‌کند. در میان اولین موارد، او اشکال پیشگویی را با استفاده از عناصر ذکر می کند: ژئومانسی، هیدرومانسی، هواشناسی و پیرومانسی (فال به وسیله خاک، آب، هوا، آتش)، مشاهده پرواز و گریه پرندگان، احشاء و احشاء. حیوانات قربانی، از ستاره ها. بنابراین ما آن طالع بینی را می بینیماز نظر ایزیدور، این یکی از اشکال مختلف پیشگویی است و این که اشکال مختلف این دومی، کل حوزه علوم غریبهی مجاز را در بر می گیرد. علوم غریبهی عملیاتی (مثلاً طلسم ها، بر اساس استفاده علوم غریبهیی از کلمات، و بند، اشیاء علوم غریبهیی، اغلب گیاهان یا سایر مواد دارویی که به بدن بیمار مرتبط است) در عوض به عنوان «هنرهای شیطانی، که از ارتباط پلید مردانی با فرشتگان شیطانی “<متن 1>.

علوم غریبه در اسلام با ورود متون جدید ترجمه شده در قرن دوازدهم، وضعیت موضوع به طور قابل توجهی تغییر کرد. در واقع در جهان اسلام ارتباط بین دانش نظری و شیوه های دگرگونی جهان و تماس با فرهنگ های مختلف از جمله فرهنگ حرانی .، جایی که نقوش شرقی مانند پرستش خدایان اختری توسعه یافته بود و متون و مضامینی با منشأ هرمتیک رواج یافته بود (که در میان آنها علوم غریبهی واقعی و گیاه شناسی علوم غریبهیی برجسته بود) به توسعه شاخه های مختلف علوم غریبه کمک کرده بود. اپیزود گربرت اوریلاک که در قرن دهم با فرهنگ اسلامی در اسپانیا در تماس بود و مشکوک به آموختن هنرهای علوم غریبهیی بود، نشانگر دقیق این واقعیت است که جهان لاتین شکاف بین علوم غریبههای سنتی را تشخیص داد. منشاء کلاسیک (علاوه بر این، سنت های سلتیک و نوردیک را نباید در چشم انداز کلی اروپا فراموش کرد، گواه ادبیات داستانی و حماسه) و علوم غریبهی اسلامی که مبتنی بر فرضیات فلسفی گسترده است. زمینه کیهانی و هستی‌شناختی که فیلسوفان عرب در آن علوم غریبه قرار داده‌اند، که از د رادیوس شروع می‌شود.الکندی، آن را از نظر عقلانی قابل درک می کند: در واقع کل واقعیت به عنوان میدانی از نیروها در نظر گرفته می شود که در آن بالا و پایین در یک رابطه “همدردی” هستند که امکان کنش متقابل و تأثیر یکی بر دیگری را فراهم می کند. انسان می تواند با فعال کردن هسته انرژی خود به گونه ای وارد این بازی شود که با قدرت هماهنگ خود را وارد تار و پود نیروها کند. ایده اصلی تحول، موضوع (علوم غریبهگر) و جهان است که متقابلاً فعال می شوند، بدون هیچ گونه جدایی یا خلط بین سوژه و ابژه. ویژگی نامفهوم در دیدگاه دوگانه عقل غربی،

فیلسوفان در برابر علوم غریبه. بدیهی است که سحر و علوم غریبه به عنوان یک عمل غیرمنطقی از ویژگی های کشت نشده، یا حداکثر به عنوان بیان فانتزی (دوره های رمان ها سرشار از اپیزودهای علوم غریبهیی است) در مقابل ورود آثار به فرهنگ قرون وسطی نمی توانست بایستد. مانند کتاب اسرار خلقت بالینای عرب (شبه آپولونیوس)، د رادیس «فیلسوف اعراب» الکیند پیکاتریکس المغریتی، ترجمه شده در کنار آثار ابن سینا و ارسطو، آلبوم آلبوماسر . و رازی، از ریاضیدانان و جغرافیدانان. در میان نویسندگان قرن دوازدهم، که برای اولین بار علوم جدید عربی را در انعکاس خود پذیرفتند، نوشته های علوم غریبهیی عمدتاً به هرمس تریسمگیستوس یا «شاگردان» او نسبت داده می شود: هرمان از کارینتیا از علم طلسمات توسط ایورما بابلی، دانیل مورلی صحبت می کند. نام علم تصاویر توسط توز گرکو. با این حال، انتشار و علاقه به آثار علوم غریبهیی و هرمتیک خیلی زود با بی اعتمادی متکلمان روبرو شد که به قضاوت آگوستین در مورد دخالت شیطانی در هنرهای علوم غریبهیی مربوط می شود، که در ادبیات آخرالزمانی قرون وسطی عالی هنرهای دجال تلقی می شد. طرز قرار گیری بدن ویلیام اوورنی در این زمینه نمادین است: او دانش گسترده ای از متون علوم غریبهیی جدید، به ویژه در مورد پیکاتریکس و متون منسوب به هرمس، توز گرکو و بالنوس (بالیناس) نشان می دهد، اما در عین حال بسیار قوی، آگوستینی را پیشنهاد می کند. محکومیت . شبهه اختلاط با شیطان (نکرومانسی) دلیل اصلی متکلمین مخالف سحر بود; اما در جبهه مقابل، دو متفکر با کالیبر آلبرت کبیر و راجر بیکنایده ای از “علوم غریبهی طبیعی” ارائه کرد که بر اساس تصور واحد و پویا از کیهان بیان شده در طالع بینی، امکان فعال کردن “فضیلت های غیبی” نهفته در جهان طبیعی را پذیرفت و اثرات علوم غریبهیی را منحصراً در زمینه ایجاد کرد. طبیعت، بدون دخالت شیطانی. بیکن استدلال کرد که استفاده از علوم غریبه می تواند به عنوان یک سلاح تعیین کننده در برابر دجال (تارتارهای چنگیزخان، که در اواسط قرن سیزدهم تا اروپای شرقی پیش رانده بودند، مردم دجال در نظر گرفته می شدند که مسیحیان علیه آنها بودند) باشد. جهان مجبور شد در آخرالزمان بجنگد). در Speculum Astronomiae، منسوب به آلبرت کبیر، با تمایز تصاویر علوم غریبهیی ایجاد شده بر اساس طالع بینی از تصاویر “از نوع منفور، که نیاز به بخور و دعا دارند … که از نام پنجاه و چهار فرشته به عنوان جن گیری استفاده می کنند … اما شاید نام شیاطین باشند” به توجیه حفاظت و همچنین استفاده از این نوع علوم غریبه به عنوان آخرین راه حل در برابر خطر تاریکی که مسیحیت را تهدید می کند برسیم. در مجموع علیه غیریهودیان کسی می‌تواند حفاظت و حتی استفاده از این نوع علوم غریبه را به عنوان یک درمان افراطی در برابر خطر تاریکی که مسیحیت را تهدید می‌کند، توجیه کند. در مجموع علیه غیریهودیان کسی می‌تواند حفاظت و حتی استفاده از این نوع علوم غریبه را به عنوان یک درمان افراطی در برابر خطر تاریکی که مسیحیت را تهدید می‌کند، توجیه کند. در مجموع علیه غیریهودیانتوماس آکویناس انواع مختلف اعمال علوم غریبهیی را به دقت بررسی کرده بود، و آنهایی را که می‌توان با وسایل طبیعی انجام داد (مخصوصاً با توسل به تأثیرات اختری) و مواردی که شامل استفاده از شیاطین بود، متمایز کرد.

علوم غریبه و علوم غریبهگری. با این حال، تمایز بین علوم غریبهی طبیعی و علوم غریبهی شیطانی یا نکرومانتیک آنچنان که مدافعان علوم غریبهی طبیعی معتقد بودند واضح نبود. به ویژه در شرایطی که جدایی بین جهان فیزیکی و جهان معنوی، طبیعت و حاکمیت، مشخصه عقل مکتبی، اکنون توسط یک چارچوب فلسفی ثابت و منسجم، یعنی امکان عمل بر جنبه‌های غیبی واقعیت (قلمرو تخیل و انرژی های «لطیف») به طور فزاینده ای مشکوک بود، و همچنین با ترکیب گسترده علوم غریبهی فرهنگی و اعمال خرافی تشدید شد. متکلمان بر خطراتی که عمل سحر و علوم غریبه در معرض آنها قرار می دهد اصرار داشتند: به ترتیب جاذبه، آنها از بیهودگی ساده، تا غصب اسرار خلقت، تا بدعت را شامل می شدند. تمایز قائل شدن بین محکومیت اخلاقی و الهیاتی و اقدامات قانونی دشوار و شاید غیرممکن است: در اوایل قرون وسطی تحریم‌های قانونی علیه علوم غریبه برای آسیب رساندن به دیگران وجود داشت و کتابچه‌های راهنما برای اعتراف‌کنندگان (توبه‌کننده) توبه‌های شدیدی را در چنین مواردی در نظر می‌گرفتند. با این حال، واقعیت به علوم غریبه نسبت داده نمی شد، که به عنوان تجارت با شیطان درک می شود. در قرن‌های آخر قرون وسطی، مشکل اصلی دقیقاً به نوع رابطه‌ای تبدیل شد که افرادی که خود را وقف اعمال علوم غریبهیی می‌کردند، آگاهانه یا ناآگاهانه، با شیطان خطر داشتند: به عنوان مثال، طلسم هایی که حاوی کلمات ناشناخته هستند، به شدت مشکوک به نیایش شیطان بودند و استفاده از دعاها و دعاهای مقدس فریب شیطان تلقی می شد. در کتاب راهنمای تفتیش عقاید اثر برناردو گی (1262-1331)، در رساله علیه نکرومانسرها (1399) توسط بازرس تاج و تخت آراگون نیکولا آیمریش و در چکش علوم غریبهگران معروف (Malleus Maleficarum)، که در سال 1487 توسط دو آلمانی نوشته شده است. متکلمان، هاینریش اسپرنگر و ژاکوب اینستیتوریس، روش استدلالی، از نظر شماتیک، تقلیل همه اشکال علوم غریبه (از جمله علوم غریبهی طبیعی) به علوم غریبهی اهریمنی، و در نتیجه به بدعت بود. نه فقط، اما بدعت علوم غریبهگران ممکن است به صراحت در مجموعه ای از اعتقادات بیان نشود، بلکه خود را به عنوان «بدعت عملی» که در اعمال انجام شده مستتر است، نشان دهد. بنابراین، عصر رنسانس، در کنار شکوفایی علوم غریبهی طبیعی، آتش‌هایی را می‌شناخت که زنان و مردان (بیشتر از مردان) پس از محکوم شدن به سحر و در نتیجه بدعت‌گذار بر روی آن‌ها سوزانده می‌شدند. ( آتش‌هایی که زنان و مردان (بیشتر از زنان) پس از مجرم شناخته شدن برای علوم غریبهگری و در نتیجه بدعت‌گذاران، در آن می‌سوختند. ( آتش‌هایی که زنان و مردان (بیشتر از زنان) پس از مجرم شناخته شدن برای علوم غریبهگری و در نتیجه بدعت‌گذاران، در آن می‌سوختند. (MP )

شما در مورد علوم غریبه چه سوالی دارید دیدگاه خود را در پایین همین مطلب با ما در میان بگذارید بی صبرانه منتظریم

دیدگاهتان را بنویسید